كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

سر بريدن با كارد استيل كه متعارف است، و آنكه نسبت غير آهن در آن همانطورى كه اهل خبره مى گويند حدود ( 12 تا 14% ) مى شود، و شايد بيشترين آن به ( 25% ) مى رسد و به ( 30% ) نمى رسد مگر خيلى كم، و در كاردى كه ما نمى دانيم آيا قاطى غير آهن دارد يا نه جايز است؟

ظاهر اينست كه آهن متعارف بدون قاطى با غير آهن نمى شود، ولى نسبت مخلوط متفاوت است، پس اگر مخلوط بيشتر از آن اندازه كه در آهن معمولى قاطى مى كنند نباشد مانعى نيست كه با آن ذبح نمايند، و در هر صورت ظاهر اينست كه نسبت قاطى شده اگر در حدود ( 12 ـ 14% ) دوازده تا چهارده درصد باشد مانعى ندارد كه با آن سر ببرند.

مردى از منى خودش اسپرى خارج كرده و خواسته كه آن را نگه دارد و وصيت كرده كه اگر او وفات نمود به زنش تلقيح نمايند چون او صاحب فرزندى نشده است ـ پس او وفات نمود و پس از دو ماه به زنش تلقيح كردند و از آن بچه دار شد الف حكم اين وصيت چيست؟ ب ـ آيا براى زن قبول كردن جايز است و يا اينكه لازم است قبول ننمايد؟ جــ آيا فرزند براى مرده و زن آن فرزند شرعى مى شود؟ د ـ حكم ارث بردن ميان آن فرزند و هريك از پدر و مادر چگونه است؟ هـ ـ حكم آن در صورتى كه عدّه اى زن تمام شده باشد و تلقيح پس از عدّه باشد چيست؟

الف ـ اين وصيت نافذ نيست زيرا كه زن با مردن شوهر از عصمت آن خارج مى شود و حرام است كه به زن آب غير شوهرش را تلقيح نمود. بـ ـ واجب است بر زن قبول ننمايد و قبول كردنش حرام است. جـ ـ احتياط وجوبى اينست كه آن فرزند شرعى براى آنها مى باشد، بدين معنى كه واجب است در امر ارث بردن آن از آنها، وارث بردن آنها از آن احتياط نمود، بلى اگر تلقيح از روى غفلت از حرام بودن آن وبا خيال اينكه شرعاً جايز است بوده باشد، آنوقت حكم ولد شبهه جارى مى شود و فرزند شرعى مى باشد هم ارث مى برد وهم از او ارث مى برند. د ـ جواب آن از فرع گذشته معلوم مى شود. هــ براى عدّه اثرى نيست زيرا كه آن بائن است، پس فرق نيست در تمامى آنچه گفته شد ميان اينكه تلقيح پيش از خروج عدّه باشد و يا پس از خارج شدن عدّه باشد.

اگر بعض چيزهائى كه تازگى دارد در بعضى از شهرها انسان را به حرام مى اندازد آيا واجب است كه از آن شهر كوچ نمايد؟

عقل حكم به وجوب بيرون رفتن از آنجا به خاطر دورى نمودن از حرام مى نمايد اما شرعاً لازم است كه حرام را ننمايد نه چيز ديگر.

پدرم پيرمرد است، در جوانى گناهان زيادى كرده است، و مى خواهد كه ذمهّ اش را از آنها فارغ نمايد و آنها بدين قرار است ـ دزدى دانه هاى خوردنى كرده كه نه قدرش را مى داند و نه صاحبانش را مى شناسد؟ ـ گوسفندى را كه (8) روپيه فروخته و آن گوسفند را برادرش دزدى كرده و پولش را به آن داده؟ ـ باقلا دزدى كرده كه وزن آن (100) كيلو مى باشد؟ ـ زنى را كه مردم با او دشمنى داشتند كشته به قصد اينكه مشكل از سر راه برداشته شود و اين فيصله عشايرى بود؟ ـ نماز و روزه اش را 20 سال ترك كرده و او اكنون به قضا كردن قدرت ندارد؟

نسبت به حقهاى مردم واجب است كه از صاحبان آنها جستجو نموده و رضايت آنها را بدست آورد، و اگر شناختن آنها ممكن نباشد از خدا طلب بخشش و عفو مى كند و نيّت مى كند كه عوض آنها را به هنگام قدرت پرداخت نمايد و امّا كشتن عمدى همانا علاوه بر استغفار و توبه كفاره جمع: دو ماه روزه پى در پى و آزاد كردن بنده واطعام شصت فقير بر او واجب است، امّا نماز و روزه به اندازه استطاعت قضايش واجب است و اگر توانائى نداشته باشد بايد وصيّت نمايد و براى كفاره بر افطار كردن عمدّى و فديه براى تأخير غذا واجب است و با نبود قدرت بر دادن كفاره ها تصدق به اندازه اى توانائيش مى كند و استغفار مى نمايد.

آرشیو اخبار