دیدار ایت الله العظمی حکیم (مدظله) با ائمه جماعت مساجد شهر مقدس مشهد

دیدار ایت الله العظمی حکیم (مدظله) با ائمه جماعت مساجد شهر مقدس مشهد
۱۳۹۸/۰۶/۰۴

در شب سالروز عید سعید غدیر خم که در آن حضرت رسول اکرم (صلی الله عليه و آله) به دستور خداوند متعال حضرت علی (عليه السلام) را به عنوان ولی و امام مسلمانان منصوب کرد، ایشان به اين مطلب اشاره کردند وگفتند: اگر معصومین (عليهم السلام) بر حفظ بنيان اسلام اهتمام نمی ورزیدند، اين دين نيز مثل ساير اديان از بین می رفت.
معظم له همچنین از حاضران خواستند خداوند را به خاطر نعمت هدایت و ولایت شکرگزاری کنند. وبا استقامت، ایمان و اخلاص برای خداوند متعال از ولایت اهل بیت محافظت کنند و همگی به وظیفه خود در برابر دین و جامعه عمل کرده و از راهی که ائمه معصومین (علیه السلام ) ترسیم کرده اند، خارج نشوند.
در خاتمه معظم له برای موفقیت همگی در عمل به مسئولیت ها، بازگشت به وطن و قبولی زیارت آنان دعا کردند

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

اگر زن به زنا حاضر شود و به عقد خواندن حاضر نشود آيا جايز است با زور و يا با نيرنگ او را به عقد خواندن حاضر نمود؟

جايز نيست او را اكراه و اجبار نمود و در اين صورت عقد صحيح نمى شود، امّا نيرنگ نمودن مقصود از آن معلوم نشد و در هر حال اگر از او قصد بر عقد حاصل شد و عقد را با قصد معناى آن و به اختيار خودش بدون اكراه و اجبار خواند عقد صحيح است جايز است كه بر آن ترتيب اثر داد.

از مسلّمات مذهب ما اينست كه امامت با نصّى از طرف خداوند متعال است، و زمانى كه ما سيره اى پيامبر محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)را بررسى مى كنيم در مى يابيم كه آيات ولايت و طاعت پس از هجرت به مدينه نازل گرديده است، آيا اين يعنى امامت او را خداوند متعال بعد از هجرت قرار داده است، يا اينكه او از زمان بعثت امام بود؟ و آيا دليل بر اين چيست؟

امامت اميرالمؤمنين (عليهم السلام) از ازل در علم خداوند تبارك و تعالى بود، امّا رساندن آن پس از بعثت در مواقع پيش آمدن شرايط مناسب عملى گرديد. و شايد اوّلين باريكه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) امامت اميرالمؤمنين (عليه السلام) را ابلاغ فرمود، در حديث الدار در مكّه معظمه به هنگام نزول قول خداوند تبارك و تعالى (وانذر عشيرتك الاقربين) سوره شعراء آيه 214 و خويشاوندان نزديك را انذار كن مطابق آنچه مضمون مصادر حديث مذكور است در آن زمان بود.

آيا برداشتن عضوى از اعضاء ميّت به جهت وصل كردن آن به مؤمن كه او را از مرگ نجات دهد جايز است؟ و آيا در اين خصوص اجازه دادن و وصيّت كردن او قبل از وفاتش با اجازه ندادنش تفاوتى دارد يا نه؟

اگر نجات مؤمن منحصر به آن ميّت مذكور باشد برداشتن عضوى از آن جايز است خواه وصيّت بنمايد و يا ننمايد و خواه ولىّ ميّت راضى بشود يا نشود آرى بواسطه اين كار مستحق ديه مى باشد.

آرشیو اخبار